تبليغاتX
ارکیده وحشی

گنجشکهای لب پنجرم که براشون غذا میریزم لطف کردن برای تشکر یه نکته یادم دادن:

اگر میخوای کسی رو دوست داشته باشی تا وقتی لب پنجرت هست از بودنش لذت ببر.

وقتی خواست پر بکشه بره اگر از دیدن پروازش لذت بردی دوستش داری!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 9:15  توسط ارکیده وحشی  | 

برتراند راسل : وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 8:35  توسط ارکیده وحشی  | 

 

مصاحبه شغلي

در پايان مصاحبه شغلي براي استخدام در شركتي، مدير منابع انساني شركت از مهندس جوان صفر كيلومتر ام آي تي پرسيد: «و براي شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چيست؟»

مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اينكه چه مزايايي داده شود.»

مدير منابع انساني گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطيلي، 14 روز تعطيلي با حقوق، بيمه كامل درماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيك و مدل بالاي در اختيار چيست؟»

مهندس جوان از جا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي مي كنيد؟

مدير منابع انساني گفت: «بله، اما اول تو شروع كردي.

 

كارمند تازه وارد

مردي به استخدام يك شركت بزرگ چندمليتي درآمد. در اولين روز كار خود، با كافه تريا تماس گرفت و فرياد زد: «يك فنجان قهوه براي من بياوريد.»

صدايي از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلي را اشتباه گرفته اي. مي داني تو با كي داري حرف مي زني؟»

كارمند تازه وارد گفت: «نه»

صداي آن طرف گفت: «من مدير اجرايي شركت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحني حق به جانب گفت: «و تو ميداني با كي حرف ميزني، بيچاره.»

مدير اجرايي گفت: «نه»

كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سريع گوشي را گذاشت.

 

 

اشتباه موردي

كارمندي به دفتر رئيس خود مي رود و مي گويد: «معني اين چيست؟ شما 200 دلار كمتر از چيزي كه توافق كرده بوديم به من پرداخت كرديد.»

رئيس پاسخ مي دهد: «خودم مي دانم، اما ماه گذشته كه 200 دلار بيشتر به تو پرداخت كردم هيچ شكايتي نكردي.»

كارمند با حاضر جوابي پاسخ مي دهد: «درسته، من اشتباه هاي موردي را مي توانم بپذيرم اما وقتي به صورت عادت شود وظيفه خود مي دانم به شما گزارش كنم.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/17ساعت 20:26  توسط ارکیده وحشی  | 

 

 "خداونداما نمی توانیـم به درگاه تـو دعا کـنیم تا جنگ را پایان بخشی،زیرامی دانیـم دنیا را به ایـن شکـل آفـریده ای و انسان خود قادر است جادۀ  صلح را هموار کند."

"خداوندا ما نمی توانیم دعا کنیم قحطی و گرسنگی را از بیـن ببـری،زیرا مـنابعی به ما عـطا کرده ای که در صـورت استفادۀ عاقلانه از آن می تواند تمام دنیا را تغذیه کند."

"خداونداما نمی توانیم دعا کنیم تبعیض نژادی را ریشه کن کنی، زیرا به ما دیدۀ بصیرت داده ای تا بتوانیم خوبی ها ی تمام انسانها را ببینیم."

"خداوندا ما نمی توانیم به درگاهت دعا کنیم به ناامیدی هایمان پایان بخشی،زیراتوانایی از بین بردن نابسامانی ها را به ما عطاکرده ای." 

"خداوندامانمی توانیم دعاکنیم بیماری را ریشه کن کنی،زیرابه ماقدرت تفکرداده ای تابه وسیلۀ آن راه علاج بیماریها راکشف کنیم."

بنابراین به درگاهـت دعا خواهـیم کرد،به ما شـهامـت،قـدرت،اراده،آگاهی ،عـزمی راسـخ،صبـر،ایـمان وتاب تحمـل سخـتی ها را عطا کنی تا دیگـرلازم نباشـد بگوییـم،خدایا ما را به آرزوهایمان بـرسـان ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/31ساعت 15:35  توسط ارکیده وحشی  | 

 

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image001%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image003%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image004%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image005%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image006%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image007%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image008%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image009%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image010%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image011%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image012%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image013%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image014%20copy.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/lord_heavy/image015%20copy.jpg

 




+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 11:56  توسط ارکیده وحشی  | 

HasanArabi☺►success.bmp



نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

-
بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.

-
بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.

-
بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.

-
بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم .

قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

در يک کلام:

افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند.

HasanArabi☺►succsss.jpg



همه امور به هم مربوطند

آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟

آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟

همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!

تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.

وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.

اينها به چه معناست؟

-
اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.

-
مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.

-
عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.


در يک کلام

هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خود اهميت دارد زيرا  بر امور ديگر نيز مؤثر است.

 



HasanArabi☺►succs.jpg


چرا؟ (WHY)

من دست ندارم.» بلكه پرسيد: «با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟»، و من هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد، با خود گفتم: «او هر كاري را مي تواند انجام دهد».

هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد، يا همه چيزمان را از دست مي دهيم يا كسي كه عاشقمان بوده ما را ترك مي كند، اغلب ما از خودمان مي پرسيم:

«چرا؟»
«چرا من؟»

«چرا حالا؟»

«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»

سؤالاتي كه با  «چرا» شروع مي شوند، ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.

اغلب جوابي براي اين "چرا" ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد،اهميتي ندارد.

افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با «چه»  شروع مي شوند:

«چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟»

«چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟»

و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است، از خود مي پرسند: «چه كاري طي 24ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟»

در يک کلام

افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر «وفق مراد» هست يا نه.

HasanArabi☺►succssss.jpg

اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه «چرا؟»

 دوست من «جان فوپ» وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد چرا؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 6:36  توسط ارکیده وحشی  | 


مولانا ******* كيمياي مراقبه

در جهان تنها يك فضيلت وجود دارد:

و آن آگاهي است

و تنها يك گناه:

وآن جهل است

و در اين بين ، باز بودن و بسته بودن چشم ها،

تنها تفاوت ميان انسان هاي آگاه و نا آگاه است.

نخستين گام براي رسيدن به آگاهي

توجه كافي به كردار ،  گفتار و پندار است.

زماني كه تا به اين حد از احوال جسم،

ذهن و زندگي خود با خبر شديم،

آن گاه معجزات رخ مي دهند..

در نگاه مولانا و عارفاني نظير او

زندگي ، تلاش ها و روياهاي انسان

سراسر طنز است!

چرا كه انسان نا آگاهانه

همواره به جست و جوي چيزي است

كه پيشاپيش در وجودش نهفته است!

اما اين نكته را درست زماني مي فهمد

كه به حقيقت مي رسد!

نه پيش از آن!

مشهور است كه "بودا" درست در نخستين شب

ازدواجش، در حالي كه هنوز آفتاب اولين صبح

زندگي مشتركش طلوع نكرده بود، قصر پدر را در

جست و جوي حقيقت ترك مي كند. اين سفر ساليان

سال به درازا مي كشد و زماني كه به خانه باز مي گردد

فرزندش سيزده ساله بوده است! هنگامي كه

همسرش بعد از اين همه انتظار چشم در چشمان

"بودا" مي دوزد، آشكارا حس مي كند كه او به حقيقتي

بزرگ دست يافته است.. حقيقتي عميق و متعالي.

بودا كه از اين انتظار طولاني همسرش

شگفت زده شده بود از او مپرسد: چرا به دنبال

زندگي خود نرفته اي؟!

همسرش مي گويد: من نيز در طي اين سال ها

همانند تو سوالي در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش

مي گشتم! مي دانستم كه تو بالاخره باز مي گردي

و البته با دستاني پر! دوست داشتم جواب سوالم را

از زبان تو بشنوم، از زبان كسي كه حقيقت را

با تمام وجودش لمس كرده باشد. مي خواستم بپرسم

آيا آن چه را كه دنبالش بودي در همين جا و در

كنار خانواده ات يافت نمي شد؟!

و بودا مي گويد: "حق با توست! اما من پس از

سيزده سال تلاش و تكاپو اين نكته را فهميدم كه

جز بي كران درون انسان نه جايي براي رفتن هست

و نه چيزي براي جستن!"

حقيقت بي هيچ پوششي

كاملا عريان و آشكار در كنار ماست

آن قدر نزديك

كه حتي كلمه نزديك هم نمي تواند واژه درستي

باشد!

چرا كه حتي در نزديكي هم

نوعي فاصله وجود دارد!

ما براي ديدن حقيقت

تنها به قلبي حساس

و چشماني تيزبين نياز داريم.

تمامي كوشش مولانا

در حكايت هاي رنگارنگ مثنوي

اعطاي چنين چشم

و چنين قلبي به ماست

او مي گويد:

معجزات همواره در كنار شما هستند

و در هر لحظه از زندگي تان رخ مي دهند

فقط كافي است نگاه شان كنيد

او گويد:

به چيزي اضافه تر از ديدن

نيازي نيست!

لازم نيست تا به جايي برويد!

براي عارف شدن

و براي دست يابي به حقيقت

نيازي نيست كاري بكنيد!

بلكه در هر نقطه از زمين،

و هر جايي كه هستيد

به همين اندازه كه با چشماني كاملا باز

شاهد زندگي

و بازي هاي رنگارنگ آن باشيد،

كافي است!

اين موضوع در ارتباط با گوش دادن هم

صدق ميكند!

تمامي راز مراقبه

در همين دو نكته خلاصه شده است

"شاهد بودن و گوش دادن"

اگر بتوانيم

چگونه ديدن و چگونه شنيدن را بياموزيم

عميق ترين راز مراقبه را فرا گرفته ايم!
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 6:29  توسط ارکیده وحشی  | 

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.


من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.


من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.


من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.


من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.


من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.


من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.


من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.


من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.


من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.


من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.


من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.


من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.


من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/15ساعت 16:29  توسط ارکیده وحشی  | 

 

خدايا کفر نمي‌گويم،

پريشانم،

چه مي‌خواهي‌ تو از جانم؟!

مرا بي ‌آنکه خود خواهم اسير زندگي ‌کردي.

خداوندا!

اگر روزي ‌ز عرش خود به زير آيي

لباس فقر پوشي

غرورت را براي ‌تکه ناني

‌به زير پاي‌ نامردان بياندازي‌

و شب آهسته و خسته

تهي‌ دست و زبان بسته

به سوي ‌خانه باز آيي

زمين و آسمان را کفر مي‌گويي

نمي‌گويي؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خيز تابستان

تنت بر سايه‌ي ‌ديوار بگشايي

لبت بر کاسه‌ي‌ مسي‌ قير اندود بگذاري

و قدري آن طرف‌تر

عمارت‌هاي ‌مرمرين بيني‌

و اعصابت براي‌ سکه‌اي‌ اين‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمين و آسمان را کفر مي‌گويي

نمي‌گويي؟!

خداوندا!

اگر روزي‌ بشر گردي‌

ز حال بندگانت با خبر گردي‌

پشيمان مي‌شوي‌ از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت.

خداوندا تو مسئولي.

خداوندا تو مي‌داني‌ که انسان بودن و ماندن

در اين دنيا چه دشوار است،

چه رنجي ‌مي‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت 18:25  توسط ارکیده وحشی  | 

اونایی که دنبال پولن یه روزی پولدار میشن.

اونایی که دنبال شهرتن یه روزی مشهور میشن.

اونایی که دنبال عشقن یه روزی عاشق میشن.

اونایی که دنبال علمن یه روزی عالم میشن.

من لحظه ام   میخوام لحظه بمونم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/04ساعت 21:49  توسط ارکیده وحشی  |