تبليغاتX
ارکیده وحشی
"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 21:31  توسط ارکیده وحشی  | 





 

به بدنتان حقه بزنید !!  (حقه های مجاز برای تندرستی بدن)

می دانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.
در اینجا ما ترفند هایی را بیان می کنیم که شما با دانستن و بکار بستن آنها ، بعضی از درد ها را می توانید موقتا کاهش بدهید .


خارش گلو

وقتی کودک بودید ، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود . حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد . وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند ، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند . پس قلقلک دادن گوش ، باعث رفع خارش گلو می گردد!

صداهای فراصوت – بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید !
اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید ، بطرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید ! گوش راست برای شنیدن حرفهای تند و سریع مناسب تر است . گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تن های موسیقی ، قوی تر است .

بر فشار ادرار غلبه کنید .
اگر در جایی گیر کرده اید که دسترسی به توالت ندارید و ادرار به شما فشار می آورد ، سعی کنید به مسایل و تجربه های جنسی یا هر چیز خوشایند دیگر فکر کنید ! اینکار فکر شما را مشغول و فشار ادرار را کاهش می دهد.

بر درد آمپول غلبه کنید !
به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات ، می توانید درد آمپول را کاهش دهید . سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند .

از شر جرم های بینی راحت شوید !
فین کردن شدید را فراموش کنید . در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد : بطور متناوب با زبان خود به سقف دهانتان ضربه بزنید ، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید . این کار باعث می شود که تیغه بینی ، عقب و جلو رفته و پس از 20 ثانیه ، جرم های متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!

از شر رفلاکس مری راحت شوید !
کسانی که دچار رفلاکس مری هستند ، اگر به پهلوی چپ بخوابند ، کمتر به این مشکل دچار می شوند ! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند ، وقتی به پهلوی راست بخوابید ، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد ، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.

درد دندان ، آخ نگو !
با یک تکه یخ ، قسمت
v شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید ، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.

نوک انگشت تان را سوزانده اید ؟!
اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ ؛ نوک انگشت تان را سوزانده اید ، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید . اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.

سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است !
کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت ، قرار دهید ، بسرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد ، هر گاه این مایع جابه جا بشود ، تعادل شما بهم می خورد ، بکمک یک مرجع ثابت بیرونی ، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.

درد پهلو !
گاهی به هنگام دویدن ، پهلوی آدم درد می گیرد . این بخاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد ، همزمان است . در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود ، برای رهایی از این درد کافی است ، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد ، همزمان کنید .

جلوی خونریزی را با یک انگشت بگیرید !
گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر ، راه متداول جلوگیری از خونریزی بینی است ، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی ، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید ، خونریزی قطع می شود.

از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید !
به انگشت شست خود ، فوت کنید ! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند ، بکمک نفس کشیدن ، آرام می گیرد.

مغز خود را گرم نگه دارید !
بسیار چیز های ، کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند . در این حالت ، زبان خود را به سقف دهانتان فشار دهید ، بطوریکه بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند ، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد .!

از نزدیک بینی پیشگیری کنید !
نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد ، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ، ناشی می شود . بنابراین بهتر است که هر از چندی ، چشم های خود را ببندید ، به بدنتان کش و قوسی بدهید ، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید ، این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.

خواب رفتگی !
اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن ، در اثر یک وضعیت نادرست ، بخواب رفته باشد ، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست ، در کمتر از یک دقیقه می تواند ، این مشکل را حل کند . و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.

زیر آب نفس بکشید !
وقتی در زیر آب هستید ، این نبود اکسیژن نیست که شما را بی چاره می کند ، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا ، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید .

خوب حفظ کنید !
همیشه سعی کنید ، کار های خود را قبل از خواب ، پیش خود مرور کنید . و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است ، قبل از خواب ، فکر کنید ، در این صورت وقتی بیدار می شوید ، حافظه شما بهتر و سریعتر به شما کمک خواهد کرد . هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید ، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 7:14  توسط ارکیده وحشی  | 

برای آنكه زندگی زناشویی‌تان به خوبی پیش رود، بی‌خود به‌دنبال شگردهای معجزه‌آسا نباشید. در اینجا راهنمایی كوچكی در مورد عادات بدی كه كاملا باید كنار بگذارید ارائه می‌دهیم!

 

برای آنكه زندگی زناشویی‌تان به خوبی پیش رود، بی‌خود به‌دنبال شگردهای معجزه‌آسا نباشید.

در عوض، می‌توانید از برخی از تله‌هایی كه احتمال دارد در درازمدت رشته‌های پیوند‌دهنده بین شما را سست و ضعیف كند، دوری كنید. در اینجا راهنمایی كوچكی در مورد عادات بدی كه كاملا باید كنار بگذارید ارائه می‌دهیم!

 

1- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شكی نداشته باشید! شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن كنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به یكدیگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید كه وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یكدیگر باخبر شوید. تنها چاره كار این است كه این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنكه در این كار زیاد سخت‌گیری نكرده باشید‌، می‌توانید موافقت كنید كه در هفته‌، 4 شب تلویزیون خاموش باشد.

 

2- خانه‌نشینی

 به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نمی‌روید! مگر درهای آن رستوران دنج و كوچكی كه آن‌قدر عاشق‌اش بودید‌، بسته شده؟ پس آن شب‌هایی كه با هم به سینما می‌رفتید و به بگومگوهای پرشور و حرارت می‌پرداختید چی شد؟ و حالا فقط ماهی یكبار آن‌هم فقط برای دیدن دوستان بیرون می‌روید و احتمالا آنها هم برای بازدید پیش شما می‌آیند. دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیك خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یكدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا كه به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده‌اید، از پولی كه برای مالیات آن كنار می‌گذاشتید، برای گردش و بیرون رفتن استفاده كنید!

 

3- ساعات اضافی

دیگر دیر از سر كار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلكه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ كه حقیقتا جز خوشایندی برای همسرتان نیست! تنها كافی‌است كه كار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود كه از آن در خانه حرف می‌زنید. بس كنید! سعی كنید به حد كافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام كمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنكه توجه بیشتری به یكدیگر داشته باشید، هر ازگاهی كار را از یاد ببرید...

 

4- رسیدگی به وضع ظاهر

فكر نكنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشتركتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید! دست از شلختگی و نا‌مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نكنید، از ریخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداری كنید و به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌كنید خود را به بهترین شكل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می‌دهید كه حضور او و تاثیری كه بر او می‌گذارید برایتان مهم است!

 

5- بی‌توجهی

یكی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه كردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است. زمانی‌كه همسرتان آرایشگاه رفته و یا كت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی‌كه او را شیك و زیبا می‌بینید و یا وقتی‌كه او با تعریف‌های بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، از او تعریف كنید. زیرا تعریف و تمجید‌ها همیشه خوشایند هستند‌، اما تنها زمانی‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

 

6- حسادت مفرط

دست از پاییدن و سین‌جیم كردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترك براساس اعتمادی دو جانبه بنا می‌شود. شك و بدگمانی‌های بیش از حد شما‌، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می‌دهد!

 

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌های همسر آنگونه كه در فیلم‌ها به‌صورت منفی نشان داده می‌شوند، نیستند. تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانید زمانی‌كه این تفاهم به حد كافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نكنید. چنانچه احساس می‌كنید كه همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته كم‌كم خسته می‌شود به او اصرار نكنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی‌های همكاران و دوستان قدیمی نیز صدق می‌كند.

 

8- نبود برنامه

تشكیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. از برنامه‌های كوتاه‌مدت (مكانی كه تعطیلات را در آنجا می‌گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه‌های بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و....) بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینكه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فكر كنید. این عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پیش‌روی در زندگی را در شما شعله ور می‌كند!

 

9- سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از كمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یكدیگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ایم. با این‌حال، معمولا گفت‌وگو میان زن و مرد صورت می‌گیرد، اما هیچ‌یك از طرفین به حرف‌های یكدیگر گوش نمی‌دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح كنید و سعی كنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی‌درنگ از یك روان‌درمانگر كمك بگیرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/10ساعت 7:57  توسط ارکیده وحشی  | 

اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید

 

به نکته‌هاى زير توجه کنيد:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخواستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ، تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه، يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،

وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، اگر کفش و لباس داريد، اگر تختخواب و سرپناهى داريد، در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.

 

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد، شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.

 

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:

1- يک کسى به فکر شما بوده است.

2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.

3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.

 

به قول يکنفر:

طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،

طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد،

طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،

طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،

و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.

 

و همیشه خدا را  شکر کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 16:11  توسط ارکیده وحشی  | 

اشتباه نکنید. در این دنیا نیستیم تا از ناتوانایی هایمان برای دیگران صحبت کنیم. اینجاییم تا توانایی هایمان را بروز دهیم.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 21:42  توسط ارکیده وحشی  | 

پدر ، مادر ، ما متهمیم

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!

و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان  خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را... 

بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند


منبع: http://raheiman.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 12:57  توسط ارکیده وحشی  | 


انسان گفت: "خدایا!! به من همه چیز بده تا از زندگی لذت ببرم."
خدا گفت: "من به تو زندگی دادم، تا از همه چیز لذت ببری..."

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 22:42  توسط ارکیده وحشی  | 


پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود، به ماهی نگاه کرد و گفت: "سقف قفست شکسته، چرا پرواز نمی کنی؟"

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 22:8  توسط ارکیده وحشی  | 

 

آره فبول داریم. ما بچه های خوبی واسه بابامون نبودیم. اون رو گذاشته بودیم خونه سالمندان و دیر بهش سر می زدیم، هرچی می گفت: بیشترسربزنین، می گفتیم: کارداریم. می گفت: دلم واسه بچه هاتون تنگ شده، می گفتیم: اونا هم درس دارن. آره ! در حق اون ظلم کرده بودیم.
اما الان حدود یک ماهه که بچه های خوبی واسه بابامون شدیم. اون رو از خونه سالمندان آوردیم بیرون. دیگه هر هفته بهش سر می زنیم. بچه هامون رو هم با خودمون می بریم.
حالا هم میخوایم واسش یه مراسم چهلم عالی و با کلاس بگیریم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 22:5  توسط ارکیده وحشی  | 

زندگی برایم تیره و تار شده بود! حتی دیگر قادر به تشخیص افرادی که می شناختم نبودم، درخت ها و گل ها هم دیگر به نظرم زیبا نمی آمدند، به هر جا نگاه می کردم همه چیز برایم نا مفهوم بود، سرم مدام گیج میرفت و درد عجیبی در آن می پیچید.
تا اینکه پیش دکتر رفتم و عینکم را عوض کردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 21:53  توسط ارکیده وحشی  |